خوش آمدید

جستجو

تبلیغات





زندگی

      

    از زردشت پرسیدند زندگی را برچند اصل استوار کردی؟

     فرمودند چهار اصل.

    1.دانستم کار مرا کسی انجام نمیدهد پس تلاش کردم.

    2.دانستم خدا مرا می بیند حیا کردم.

    3دانستم رزق مرا به دیگری نمی دهد پس آرام شدم.

    4-دانستم پایان کارم مرگ است پس مهیا شدم.

     

    ****************************************

     

    زیباترین معامله در قرون وسطا

     

     در قرون وسطا کشیشان بهشت را به مردم می فروختند و مردم نادان هم با پرداخت هر مقدار پولی قسمتی از بهشت را از آن خود می کردند. فرد دانایی که از این نادانی مردم رنج می برد دست به هر عملی زد نتوانست مردم را از انجام این کار احمقانه باز دارد تا اینکه فکری به سرش زد... به کلیسا رفت و به کشیش مسئول فروش بهشت گفت:قیمت جهنم چقدره؟کشیش تعجب کرد و گفت: جهنم؟!مرد دانا گفت: بله جهنم.کشیش بدون هیچ فکری گفت: ۳ سکه مرد سراسیمه مبلغ را پرداخت کرد و گفت: لطفا سند جهنم را هم بدهید.کشیش روی کاغذ پاره ای نوشت: سند جهنم مرد با خوشحالی آن را گرفت از کلیسا خارج شد. به میدان شهر رفت و فریاد زد: من تمام جهنم رو خریدم این هم سند آن است. دیگر لازم نیست بهشت را بخرید چون من هیچ کس را داخل جهنم راه نمی دهم.


    این مطلب تا کنون 17 بار بازدید شده است.
    منبع
    برچسب ها : جهنم ,مردم ,بهشت ,کشیش ,دانستم ,قرون وسطا ,
    زندگی

تبلیغات


    محل نمایش تبلیغات شما

پربازدیدترین مطالب

آمار

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

آخرین کلمات جستجو شده